برای کسی که گرمی عشق را در من آمیخت...
هوایــی در هوای خـــانه پر زد
که "آرام" از شبِ ویرانـــــه پر زد
نگاهی از دلم چیــزی ندزدیـــد
نــــگاه آخــــــرم دزدانــه پر زد
نگاه رفتنــش را خـــواب دیــدم
کمی ساکت تر از پروانه پر زد
همان خوبی که با من آشنا بود
غریبـــی آمد و بیگانــــه پر زد
"همیشـه مستی ام" از جام لبهاش
حقیقت بود یا افسانه ، پــــر زد
که در هشـــــیاریم صد بار دیدم
شــراب از جام او مستانه پرزد
هوای مرغ عشـــق و فال حافظ
و زنــــدانی برای دانــه پر زد
که تا گفتی چرا تنهاست این مرغ
قفـــس افتاد و آن دیوانه پر زد
شهرام - جایی دور از همه ...