"باز خوانے یک دردنامه"
دردهای ما ،
دیگر از جنس درد نیستند ،
تا به زیر خنده هایمان خاکشان کنیم . واژه های سرخ دردمند نیستند ،
تا که از شعرهایمان پاکشان کنیم .
دردهای ما ، دردهای سیر ِسیر ،
دردهای ما ، دردهای ناگزیر .
مایـےکه احساسهایمان ...
نماهای تکراری تراسهایمان ،
تار و پود کفشها و لباسهایمان ،
- و حتے -
بوی ترشیده ی عرقهای روی اسکناسهایمان ،
درد مےکند...
دردهای نخ نمای گرسنگےها کجا ...
درد روزمرگےها کجا ...
مایـےکه همچنان ...
بوقهای بـےشعورمان ،
لبخنـــدهای به زورمان ،
از این و آن مورمورمان !
و زیر گرد و خاک های روی تاقچه* ...
"قیصر امین پورمان"
درد مےکند ... درد مےکنیم !
شهرام . ع -
پی نوشت :
* بخوانید: Shelf
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 توسط شهرام ع
|